پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۹

آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست

وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست

حال متکلم از کلامش پیداست

از کوزه همان برون تراود که در اوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۱رفتم ز درت ز جور، بیش از پیشت
  2. رباعی شمارهٔ ۲۲پیوسته دلم ز جور خویشان، ریش است
  3. رباعی شمارهٔ ۲۳در مزرع طاعتم، گیاهی بنماند
  4. رباعی شمارهٔ ۲۴نقد دل خود بهائی آخر سره کرد
  5. رباعی شمارهٔ ۲۵آن حرف که از دلت غمی بگشاید
  6. رباعی شمارهٔ ۲۶عشاق به غیر دوست، عاری دارند
  7. رباعی شمارهٔ ۲۷رندان گاهی ملک جهان می‌بازند
  8. رباعی شمارهٔ ۲۸با دل گفتم: به عالم کون و فساد
همه‌ی رباعیات ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.