پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی

باباافضل کاشانی

رباعیات

۱۹۲ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱ گر با توام از تو جان دهم آدم را
  2. رباعی شمارهٔ ۲ اندوه تو دلشاد کند هر جان را
  3. رباعی شمارهٔ ۳ دل سیر نشد از کم و از بیش تو را
  4. رباعی شمارهٔ ۴ در کار کش این عقل به کار آمده را
  5. رباعی شمارهٔ ۵ بی آن که به کس رسید زوری از ما
  6. رباعی شمارهٔ ۶ ای دل تو ز هیچ خلق یاری مطلب
  7. رباعی شمارهٔ ۷ آبی که به روزگار بندد کیمُخت
  8. رباعی شمارهٔ ۸ گر بر فلکی به خاک باز آرندت
  9. رباعی شمارهٔ ۹ باشد که ز اندیشه و تدبیر درست
  10. رباعی شمارهٔ ۱۰ تا گوهر جان در صدف تن پیوست
  11. رباعی شمارهٔ ۱۱ ترس اجل و بیم فنا، هستی توست
  12. رباعی شمارهٔ ۱۲ وی جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳ معلوم نمی‌شود چنین از سر دست
  14. رباعی شمارهٔ ۱۴ با یار بگفتم به زبانی که مراست
  15. رباعی شمارهٔ ۱۵ ترکیب عناصر ار نگشتی کم و کاست
  16. رباعی شمارهٔ ۱۶ در عین علی، هو العلی الاعلی ست
  17. رباعی شمارهٔ ۱۷ هر نقش که بر تختهٔ هستی پیداست
  18. رباعی شمارهٔ ۱۸ در کار جهان، بیع و شری بر هیچ است
  19. رباعی شمارهٔ ۱۹ افضل دیدی که هر چه دیدی هیچ است
  20. رباعی شمارهٔ ۲۰ آن کیست که آگاه ز حسن و خرد است
  21. رباعی شمارهٔ ۲۱ با یک سر موی تو اگر پیوند است
  22. رباعی شمارهٔ ۲۲ در کوی تو صد هزار صاحب هوس است
  23. رباعی شمارهٔ ۲۳ در بادیهٔ عشق دویدن چه خوش است
  24. رباعی شمارهٔ ۲۴ سرتاسر آفاق جهان از گل ماست
  25. رباعی شمارهٔ ۲۵ هر کار که هست در جهان، پیشهٔ ماست
  26. رباعی شمارهٔ ۲۶ اول ز مکوّنات، عقل و جان است
  27. رباعی شمارهٔ ۲۷ تا گردش گردون فلک تابان است
  28. رباعی شمارهٔ ۲۸ من آن گهرم که عقل کل کان من است
  29. رباعی شمارهٔ ۲۹ چرخ فلکی خرقهٔ نُه توی من است
  30. رباعی شمارهٔ ۳۰ هرگز بت من روی به کس ننموده است
  31. رباعی شمارهٔ ۳۱ هر نفس که او درد ز درمان دانست
  32. رباعی شمارهٔ ۳۲ بر سیر اگر نهاده ای دل، ای دوست
  33. رباعی شمارهٔ ۳۳ سمع و بصر و زبان و دستم، همه اوست
  34. رباعی شمارهٔ ۳۴ راه ازل و ابد، زبان و سرِ توست
  35. رباعی شمارهٔ ۳۵ گر تخم برومند نشد، کشتهٔ توست
  36. رباعی شمارهٔ ۳۶ در هر برزن که بنگرم آشوبی ست
  37. رباعی شمارهٔ ۳۷ چندین غم مال و حسرت دنیا چیست
  38. رباعی شمارهٔ ۳۸ من من نی ام، آن کس که منم، گوی که کیست؟
  39. رباعی شمارهٔ ۳۹ گفتم که مگر تخم هوس کاشتنی ست
  40. رباعی شمارهٔ ۴۰ عشق تو ز هر بی خبری خالی نیست
  41. رباعی شمارهٔ ۴۱ احداث زمانه را چو پایانی نیست
  42. رباعی شمارهٔ ۴۲ آن کس که درون سینه را دل پنداشت
  43. رباعی شمارهٔ ۴۳ ای در طلب آن که لقا خواهی یافت
  44. رباعی شمارهٔ ۴۴ راهی ست دراز و دور، می باید رفت
  45. رباعی شمارهٔ ۴۵ آرامِ مَنا! کجاست آرامگهَت
  46. رباعی شمارهٔ ۴۶ بر خود چه نهی رنج در این جای سِپَنج
  47. رباعی شمارهٔ ۴۷ هستی تو سزای این و صد چندین رنج
  48. رباعی شمارهٔ ۴۸ ای کرده فریبنده جهانت گستاخ
  49. رباعی شمارهٔ ۴۹ عمر تو اگر فزون شود از پانصد
  50. رباعی شمارهٔ ۵۰ چون درد توام در این دل ریش افتاد
  51. رباعی شمارهٔ ۵۱ دل نعره زنان ملک جهان می طلبد
  52. رباعی شمارهٔ ۵۲ غم با لطف تو شادمانی گردد
  53. رباعی شمارهٔ ۵۳ عشق تو مرا زندهٔ جاویدان کرد
  54. رباعی شمارهٔ ۵۴ در عشق تو جان بوالهوس می میرد
  55. رباعی شمارهٔ ۵۵ یاد تو کنم دلم چنان برخیزد
  56. رباعی شمارهٔ ۵۶ چندان برو این ره که دویی برخیزد
  57. رباعی شمارهٔ ۵۷ دنیا مطلب تا همه دین ات باشد
  58. رباعی شمارهٔ ۵۸ از شبنم عشق خاک آدم گل شد
  59. رباعی شمارهٔ ۵۹ تا داروی او درد مرا درمان شد
  60. رباعی شمارهٔ ۶۰ صاحب نظران که آینهٔ یکدگرند

متن اشعار به نقل از گنجور.