پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴

با یار بگفتم به زبانی که مراست

کز آرزوی روی تو جانم برخاست

گفتا: قدمی ز آرزو زآن سو نه

کاین کار به آرزو نمی آمد راست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶در عین علی، هو العلی الاعلی ست
  2. رباعی شمارهٔ ۱۷هر نقش که بر تختهٔ هستی پیداست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸در کار جهان، بیع و شری بر هیچ است
  4. رباعی شمارهٔ ۱۹افضل دیدی که هر چه دیدی هیچ است
  5. رباعی شمارهٔ ۲۰آن کیست که آگاه ز حسن و خرد است
  6. رباعی شمارهٔ ۲۱با یک سر موی تو اگر پیوند است
  7. رباعی شمارهٔ ۲۲در کوی تو صد هزار صاحب هوس است
  8. رباعی شمارهٔ ۲۳در بادیهٔ عشق دویدن چه خوش است
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.