پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۴

در عشق تو جان بوالهوس می میرد

چون شعله ز انبوهی خس می میرد

روزی که دلم به طره بستی، گفتم

کاین مرغ آخر در این قفس می میرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵۶چندان برو این ره که دویی برخیزد
  2. رباعی شمارهٔ ۵۷دنیا مطلب تا همه دین ات باشد
  3. رباعی شمارهٔ ۵۸از شبنم عشق خاک آدم گل شد
  4. رباعی شمارهٔ ۵۹تا داروی او درد مرا درمان شد
  5. رباعی شمارهٔ ۶۰صاحب نظران که آینهٔ یکدگرند
  6. رباعی شمارهٔ ۶۱مردان رهت که سرّ معنی‌ دانند
  7. رباعی شمارهٔ ۶۲مردان رهت واقف اسرار تواند
  8. رباعی شمارهٔ ۶۳آنان که ز معبود خبر یافته اند
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.