پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۰

تا گوهر جان در صدف تن پیوست

وز آب حیات گوهری صورت بست

گوهر چو تمام شد، صدف را بشکست

بر طرف کله گوشهٔ سلطان بنشست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲وی جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳معلوم نمی‌شود چنین از سر دست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴با یار بگفتم به زبانی که مراست
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵ترکیب عناصر ار نگشتی کم و کاست
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶در عین علی، هو العلی الاعلی ست
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷هر نقش که بر تختهٔ هستی پیداست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸در کار جهان، بیع و شری بر هیچ است
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹افضل دیدی که هر چه دیدی هیچ است
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.