پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۲

بر سیر اگر نهاده ای دل، ای دوست

چون سیر به یک بار برون آی از پوست

زنهار مگرد گرد این راه مخوف

تا همچو پیاز خاطرت تو بر تو ست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۴راه ازل و ابد، زبان و سرِ توست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۵گر تخم برومند نشد، کشتهٔ توست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۶در هر برزن که بنگرم آشوبی ست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷چندین غم مال و حسرت دنیا چیست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۸من من نی ام، آن کس که منم، گوی که کیست؟
  6. رباعی شمارهٔ ۳۹گفتم که مگر تخم هوس کاشتنی ست
  7. رباعی شمارهٔ ۴۰عشق تو ز هر بی خبری خالی نیست
  8. رباعی شمارهٔ ۴۱احداث زمانه را چو پایانی نیست
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.