پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۷

تا گردش گردون فلک تابان است

بس عاقل بی هنر که سرگردان است

تو غره مشو ز شادی ای گر داری

در هر شادی هزار غم پنهان است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۹چرخ فلکی خرقهٔ نُه توی من است
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰هرگز بت من روی به کس ننموده است
  3. رباعی شمارهٔ ۳۱هر نفس که او درد ز درمان دانست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۲بر سیر اگر نهاده ای دل، ای دوست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۳سمع و بصر و زبان و دستم، همه اوست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۴راه ازل و ابد، زبان و سرِ توست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۵گر تخم برومند نشد، کشتهٔ توست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۶در هر برزن که بنگرم آشوبی ست
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.