پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید

۹۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ صد دریا نوش کرده اندر عجبیم
  2. شمارهٔ ۲ این سودایی که میدواند ما را
  3. شمارهٔ ۳ زین بحر که در سینهٔ ما پیدا گشت
  4. شمارهٔ ۴ دل گفت که ما چو قطره ای مسکینیم
  5. شمارهٔ ۵ تا چشم دلم به نور حق بینا گشت
  6. شمارهٔ ۶ هر دم که دلم به فکر در کار آید
  7. شمارهٔ ۷ در قعرِ دلِ خود سفرم میباید
  8. شمارهٔ ۸ عمری به امید در طلب بنشستیم
  9. شمارهٔ ۹ آن قطره که آب جمله از دریا خورد
  10. شمارهٔ ۱۰ هر گه که دلم ز پرده پیدا آید
  11. شمارهٔ ۱۱ در عالمِ پُر علم سفر خواهم کرد
  12. شمارهٔ ۱۲ از بس که دلم در بُنِ این قلزم گشت
  13. شمارهٔ ۱۳ بستیم میان و خون دل بگشادیم
  14. شمارهٔ ۱۴ زان روز که ما به زندگانی مُردیم
  15. شمارهٔ ۱۵ روزی که به دریای فنا در تازم
  16. شمارهٔ ۱۶ صعب است به ذرّهای نگاهی کردن
  17. شمارهٔ ۱۷ تا عقل من از عقیله آزادی یافت
  18. شمارهٔ ۱۸ در عشق دل من چو پریشانی گشت
  19. شمارهٔ ۱۹ عمری به طلب در همه راهی گشتیم
  20. شمارهٔ ۲۰ روزی دو سه خانه در عدم باید داشت
  21. شمارهٔ ۲۱ ما روی ز هر دو کون برتافته‌ایم
  22. شمارهٔ ۲۲ زان روز که آفتاب حضرت دیدیم
  23. شمارهٔ ۲۳ از فوق، ورای آسمان بودم من
  24. شمارهٔ ۲۴ چون من نه منم چه جان و تن باشم و بس
  25. شمارهٔ ۲۵ عمرم دایم ز روز و شب بیرون است
  26. شمارهٔ ۲۶ با هستی و نیستیم بیگانگیست
  27. شمارهٔ ۲۷ المنة للّه که نیم هر نفسی
  28. شمارهٔ ۲۸ تا شاگردم به قطع استادترم
  29. شمارهٔ ۲۹ چیزی است عجب در دل و جانم که مپرس
  30. شمارهٔ ۳۰ ما جوهر پاک خویش بشناخته‌ایم
  31. شمارهٔ ۳۱ امروز چو من شفیته و مجنون کیست
  32. شمارهٔ ۳۲ مرغ دل من ز بس که پرواز آورد
  33. شمارهٔ ۳۳ ما را نه به شهر و نه به منزل کاری است
  34. شمارهٔ ۳۴ مستم ز می عشق و خراب افتاده
  35. شمارهٔ ۳۵ زین راز که در سینهٔ ما میگردد
  36. شمارهٔ ۳۶ چون مرغِ دلم زین قفسِ تنگ برفت
  37. شمارهٔ ۳۷ هر روز ز چرخ بیش میخواهم گشت
  38. شمارهٔ ۳۸ زین پیش دم از سر جنون می‌زده‌ام
  39. شمارهٔ ۳۹ من بیخبر از جان و تنم، اینت عجب!
  40. شمارهٔ ۴۰ چون سنگ وجود لعل شد کانم را
  41. شمارهٔ ۴۱ چون وصل، غمم بر غمِ هجران بفزود
  42. شمارهٔ ۴۲ تا چند ز اندیشه به جان خواهم گشت
  43. شمارهٔ ۴۳ هرگاه که در پردهٔ راز آیم من
  44. شمارهٔ ۴۴ چندان که ز عالم پس و پیشش دیدم
  45. شمارهٔ ۴۵ خواهی که ببینی تو به پیدایی راز
  46. شمارهٔ ۴۶ اینجا شکرم مگس فرو میگیرد
  47. شمارهٔ ۴۷ هر روز حجاب بیقراران بیش است
  48. شمارهٔ ۴۸ دایم ز طلب کردن خود در عجبم
  49. شمارهٔ ۴۹ زان روز که دل پردهٔ این راز شناخت
  50. شمارهٔ ۵۰ در عشق مرا عقل شد و رای نماند
  51. شمارهٔ ۵۱ چون بحر وجود روی بنمود مرا
  52. شمارهٔ ۵۲ هر جان که چو جان من گرفتار آید
  53. شمارهٔ ۵۳ در قلزمِ توحید دو عالم کم گیر
  54. شمارهٔ ۵۴ ماییم بدین پردهٔ بیرونی در
  55. شمارهٔ ۵۵ در وادی عشق بیقراری است مرا
  56. شمارهٔ ۵۶ آنجا که منم هیچکس آنجا نرسد
  57. شمارهٔ ۵۷ صد مرحله زان سوی خرد خواهم شد
  58. شمارهٔ ۵۸ کس را دیدی ز خود نفور افتاده
  59. شمارهٔ ۵۹ عمری دل من غرقهٔ خون آمده بود
  60. شمارهٔ ۶۰ زآنروز که دل نه شادی و نه غم دید

متن اشعار به نقل از گنجور.