فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ صد دریا نوش کرده اندر عجبیم
- شمارهٔ ۲ این سودایی که میدواند ما را
- شمارهٔ ۳ زین بحر که در سینهٔ ما پیدا گشت
- شمارهٔ ۴ دل گفت که ما چو قطره ای مسکینیم
- شمارهٔ ۵ تا چشم دلم به نور حق بینا گشت
- شمارهٔ ۶ هر دم که دلم به فکر در کار آید
- شمارهٔ ۷ در قعرِ دلِ خود سفرم میباید
- شمارهٔ ۸ عمری به امید در طلب بنشستیم
- شمارهٔ ۹ آن قطره که آب جمله از دریا خورد
- شمارهٔ ۱۰ هر گه که دلم ز پرده پیدا آید
- شمارهٔ ۱۱ در عالمِ پُر علم سفر خواهم کرد
- شمارهٔ ۱۲ از بس که دلم در بُنِ این قلزم گشت
- شمارهٔ ۱۳ بستیم میان و خون دل بگشادیم
- شمارهٔ ۱۴ زان روز که ما به زندگانی مُردیم
- شمارهٔ ۱۵ روزی که به دریای فنا در تازم
- شمارهٔ ۱۶ صعب است به ذرّهای نگاهی کردن
- شمارهٔ ۱۷ تا عقل من از عقیله آزادی یافت
- شمارهٔ ۱۸ در عشق دل من چو پریشانی گشت
- شمارهٔ ۱۹ عمری به طلب در همه راهی گشتیم
- شمارهٔ ۲۰ روزی دو سه خانه در عدم باید داشت
- شمارهٔ ۲۱ ما روی ز هر دو کون برتافتهایم
- شمارهٔ ۲۲ زان روز که آفتاب حضرت دیدیم
- شمارهٔ ۲۳ از فوق، ورای آسمان بودم من
- شمارهٔ ۲۴ چون من نه منم چه جان و تن باشم و بس
- شمارهٔ ۲۵ عمرم دایم ز روز و شب بیرون است
- شمارهٔ ۲۶ با هستی و نیستیم بیگانگیست
- شمارهٔ ۲۷ المنة للّه که نیم هر نفسی
- شمارهٔ ۲۸ تا شاگردم به قطع استادترم
- شمارهٔ ۲۹ چیزی است عجب در دل و جانم که مپرس
- شمارهٔ ۳۰ ما جوهر پاک خویش بشناختهایم
- شمارهٔ ۳۱ امروز چو من شفیته و مجنون کیست
- شمارهٔ ۳۲ مرغ دل من ز بس که پرواز آورد
- شمارهٔ ۳۳ ما را نه به شهر و نه به منزل کاری است
- شمارهٔ ۳۴ مستم ز می عشق و خراب افتاده
- شمارهٔ ۳۵ زین راز که در سینهٔ ما میگردد
- شمارهٔ ۳۶ چون مرغِ دلم زین قفسِ تنگ برفت
- شمارهٔ ۳۷ هر روز ز چرخ بیش میخواهم گشت
- شمارهٔ ۳۸ زین پیش دم از سر جنون میزدهام
- شمارهٔ ۳۹ من بیخبر از جان و تنم، اینت عجب!
- شمارهٔ ۴۰ چون سنگ وجود لعل شد کانم را
- شمارهٔ ۴۱ چون وصل، غمم بر غمِ هجران بفزود
- شمارهٔ ۴۲ تا چند ز اندیشه به جان خواهم گشت
- شمارهٔ ۴۳ هرگاه که در پردهٔ راز آیم من
- شمارهٔ ۴۴ چندان که ز عالم پس و پیشش دیدم
- شمارهٔ ۴۵ خواهی که ببینی تو به پیدایی راز
- شمارهٔ ۴۶ اینجا شکرم مگس فرو میگیرد
- شمارهٔ ۴۷ هر روز حجاب بیقراران بیش است
- شمارهٔ ۴۸ دایم ز طلب کردن خود در عجبم
- شمارهٔ ۴۹ زان روز که دل پردهٔ این راز شناخت
- شمارهٔ ۵۰ در عشق مرا عقل شد و رای نماند
- شمارهٔ ۵۱ چون بحر وجود روی بنمود مرا
- شمارهٔ ۵۲ هر جان که چو جان من گرفتار آید
- شمارهٔ ۵۳ در قلزمِ توحید دو عالم کم گیر
- شمارهٔ ۵۴ ماییم بدین پردهٔ بیرونی در
- شمارهٔ ۵۵ در وادی عشق بیقراری است مرا
- شمارهٔ ۵۶ آنجا که منم هیچکس آنجا نرسد
- شمارهٔ ۵۷ صد مرحله زان سوی خرد خواهم شد
- شمارهٔ ۵۸ کس را دیدی ز خود نفور افتاده
- شمارهٔ ۵۹ عمری دل من غرقهٔ خون آمده بود
- شمارهٔ ۶۰ زآنروز که دل نه شادی و نه غم دید
متن اشعار به نقل از گنجور.