پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۸۱ تو از نام بلند ای نوجوان بردار کام خود
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۸۲ کسی تا کی خورد چون شمع رزق از استخوان خود؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۸۳ به بی برگی قناعت می کنم تا نوبهار آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۸۴ به همت کشتی تن را شکستم تا چه پیش آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸۵ نه چندان است شوق من که از دل بر زبان آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۸۶ کجا از هر مقلد کار ارباب بیان آید؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸۷ به مهر و مه کجا از مغز ما سودا برون آید؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۸۸ کجا آسان زقید جسم پای دل برون آید؟
  9. غزل شمارهٔ ۳۱۸۹ به امید چه از تن غافلان را جان برون آید؟
  10. غزل شمارهٔ ۳۱۹۰ ز قید جسم جانهای عزیز آسان برون آید
  11. غزل شمارهٔ ۳۱۹۱ اگر طوفان زچشم خونفشان من برون آید
  12. غزل شمارهٔ ۳۱۹۲ گر از نظاره خورشید در چشم آب می‌آید
  13. غزل شمارهٔ ۳۱۹۳ مرا از غفلت خود بر سر این بیداد می‌آید
  14. غزل شمارهٔ ۳۱۹۴ به گوشم ناله اغیار دردآلود می آید
  15. غزل شمارهٔ ۳۱۹۵ غم عالم به دل از دیده خونبار می‌آید
  16. غزل شمارهٔ ۳۱۹۶ دل از مژگان خواب‌آلود در زنهار می‌آید
  17. غزل شمارهٔ ۳۱۹۷ درین صحرا که یارب از پی نخجیر می‌آید؟
  18. غزل شمارهٔ ۳۱۹۸ به قتل من چنان بی‌تاب آن شمشیر می‌آید
  19. غزل شمارهٔ ۳۱۹۹ به آیین تمام از خُم شراب صاف می‌آید
  20. غزل شمارهٔ ۳۲۰۰ شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید
  21. غزل شمارهٔ ۳۲۰۱ که بر بالین من با قامت چالاک می آید؟
  22. غزل شمارهٔ ۳۲۰۲ به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟
  23. غزل شمارهٔ ۳۲۰۳ نفس از سینه ام از بس به خون آغشته می آید
  24. غزل شمارهٔ ۳۲۰۴ از ان گلشن دل گستاخ من گل چیده می آید
  25. غزل شمارهٔ ۳۲۰۵ اگر درد مرا زان بی‌مروت چاره می‌آید
  26. غزل شمارهٔ ۳۲۰۶ بغیر از دل مصاف عشق دیگر از که می آید؟
  27. غزل شمارهٔ ۳۲۰۷ کدامین آتشین‌سیما به این ویرانه می‌آید؟
  28. غزل شمارهٔ ۳۲۰۸ گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی‌طلب سویش
  29. غزل شمارهٔ ۳۲۰۹ نه بی‌دردی است گر اشکم به چشم تر نمی‌آید
  30. غزل شمارهٔ ۳۲۱۰ ز آهم نم به چشم چرخ بداختر نمی‌آید
  31. غزل شمارهٔ ۳۲۱۱ ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
  32. غزل شمارهٔ ۳۲۱۲ مصفا تا نمی‌گردد، ز تن جان برنمی‌آید
  33. غزل شمارهٔ ۳۲۱۳ خیال او به تدبیر از دل من برنمی‌آید
  34. غزل شمارهٔ ۳۲۱۴ زدل کاری که آید از لب خندان نمی آید
  35. غزل شمارهٔ ۳۲۱۵ ز انجم نور مه در دیده روزن نمی‌آید
  36. غزل شمارهٔ ۳۲۱۶ به کار سینه‌صافان دیده روشن نمی‌آید
  37. غزل شمارهٔ ۳۲۱۷ زمن راز دل صدچاک پوشیدن نمی آید
  38. غزل شمارهٔ ۳۲۱۸ به خاطر هیچگه آن قامت موزون نمی آید
  39. غزل شمارهٔ ۳۲۱۹ زدست خواجه از ابرام زر بیرون نمی آید
  40. غزل شمارهٔ ۳۲۲۰ تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی‌آید
  41. غزل شمارهٔ ۳۲۲۱ تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی آید
  42. غزل شمارهٔ ۳۲۲۲ نبیند زیر پای خویش، رعنا این چنین باید
  43. غزل شمارهٔ ۳۲۲۳ زدل رم می کند، چشم بلاجو این چنین باید
  44. غزل شمارهٔ ۳۲۲۴ نوا پیوسته در بزم شراب ناب می باید
  45. غزل شمارهٔ ۳۲۲۵ ز سوز عشق داغی بر دل افگار می‌باید
  46. غزل شمارهٔ ۳۲۲۶ نکویان را عتاب و لطف با هم یار می‌باید
  47. غزل شمارهٔ ۳۲۲۷ قبول عشق سرکش را دل دیوانه می باید
  48. غزل شمارهٔ ۳۲۲۸ مدام از عشق جوشی در دل بی کینه می باید
  49. غزل شمارهٔ ۳۲۲۹ مگر زلف سبکسیر تو از جولان بیاساید
  50. غزل شمارهٔ ۳۲۳۰ دل عاشق کجا از ساغر سرشار بگشاید؟
  51. غزل شمارهٔ ۳۲۳۱ دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟
  52. غزل شمارهٔ ۳۲۳۲ به هر نامحرمی عاشق لب اظهار نگشاید
  53. غزل شمارهٔ ۳۲۳۳ گره تا کی ز ابروی سخن پرداز نگشاید؟
  54. غزل شمارهٔ ۳۲۳۴ حواس کم خرد را نفس جاهل کار فرماید
  55. غزل شمارهٔ ۳۲۳۵ مقام بوسه لب زان عارض سیراب می جوید
  56. غزل شمارهٔ ۳۲۳۶ به می آن کس که کلفت از دل پرشور من شوید
  57. غزل شمارهٔ ۳۲۳۷ غبار کلفت از دل ساغر سرشار می شوید
  58. غزل شمارهٔ ۳۲۳۸ زدل زنگ کدورت چشم خونپالا نمی شوید
  59. غزل شمارهٔ ۳۲۳۹ صدف گرد یتیمی از رخ گوهر نمی شوید
  60. غزل شمارهٔ ۳۲۴۰ که حال دردمندان پیش چشم یار می گوید؟

متن اشعار به نقل از گنجور.