پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰۳

نفس از سینه ام از بس به خون آغشته می آید

سخن از لب مرا بیرون چو خون از کشته می آید

ز اشک و آه مگسل گردل روشن طمع داری

که نبض آن گهر در کف ازین سررشته می آید

شود صاحب بصیرت هر که پوشد دیده از دنیا

گشاد این حباب از چشم بر هم هشته می آید

بلای آسمان را از که می آید عنا نداری؟

که پرزورست سیلی کز فراز پشته می آید

مظفر می شود هر کس زدنیا روی گردان شد

درین پیکار فتح از لشکر برگشته می آید

کدامین شاخ گل دامن کشان زین بزم بیرون شد؟

که بوی گل به مغزم از چراغ کشته می آید

کدامین دل زپیچ و تاب گردیده است خون یارب؟

که باد امروز از زلفش به خون آغشته می آید

چه نقش تازه ای بر آب زد بیرحمیش صائب؟

کز آن کو، نامه بر با نامه ننوشته می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۰۵اگر درد مرا زان بی‌مروت چاره می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۰۶بغیر از دل مصاف عشق دیگر از که می آید؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۰۷کدامین آتشین‌سیما به این ویرانه می‌آید؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۰۸گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی‌طلب سویش
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۰۹نه بی‌دردی است گر اشکم به چشم تر نمی‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱۰ز آهم نم به چشم چرخ بداختر نمی‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱۱ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱۲مصفا تا نمی‌گردد، ز تن جان برنمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.