پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱۰

ز آهم نم به چشم چرخ بداختر نمی‌آید

به دود تلخ، اشک از دیده مجمر نمی‌آید

مگر یاقوت سیرابش به داد من رسد، ورنه

مرا سیراب گردانیدن از کوثر نمی‌آید

چنان کز زلف او آمد دلم بیرون به ناکامی

به این نومیدی از ظلمات اسکندر نمی‌آید

کمال اهل معنی در غریبی می‌شود ظاهر

که تا در بحر باشد نکهت از عنبر نمی‌آید

برآید هر که با خود، برنیاید عالمی با او

شود از مور عاجز هرکه با خود برنمی‌آید

در افتادگی زن تا ز منزل سر برون آری

که قطع این ره از مقراض بال و پر نمی‌آید

حریم سینه زندان است بر دل‌های سودایی

که چون غلتان شود خودداری از گوهر نمی‌آید

به تمکینی به آغوش من بی‌تاب می‌آیی

که می از شیشه سربسته در ساغر نمی‌آید

به تنهایی گرفت آفاق را خورشید بی‌انجم

ز اقبال آنچه می‌آید ز صد لشکر نمی‌آید

ز خودداری نشد کم گریهٔ بی‌اختیار من

علاج شورش این بحر از لنگر نمی‌آید

من بی‌تاب چون اظهار درد خود کنم صائب؟

که آواز سپند از محفل او برنمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱۲مصفا تا نمی‌گردد، ز تن جان برنمی‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۱۳خیال او به تدبیر از دل من برنمی‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۱۴زدل کاری که آید از لب خندان نمی آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۱۵ز انجم نور مه در دیده روزن نمی‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۱۶به کار سینه‌صافان دیده روشن نمی‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱۷زمن راز دل صدچاک پوشیدن نمی آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱۸به خاطر هیچگه آن قامت موزون نمی آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱۹زدست خواجه از ابرام زر بیرون نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.