پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱۴

زدل کاری که آید از لب خندان نمی آید

گشاد تیر از سوفار چون پیکان نمی آید

ندارد اختیاری چشم من در محو گردیدن

نظر پوشیدن از آیینه حیران نمی آید

بر آن رخسار نازک از نگاه تند می لرزم

که طفل شوخ دست خالی از بستان نمی آید

نفس در پرده داری صبح می سوزد، نمی داند

که مستوری زخورشید سبک جولان نمی آید

کناری گیر ای مژگان زچشم خونفشان من

که با دریا زدن سرپنجه از مرجان نمی آید

دل غمگین زنقل و جام هیهات است بگشاید

گشاد این گره از ناخن و دندان نمی آید

به یک کس دل نبندد دولت هر جایی دنیا

سکندر کامیاب از چشمه حیوان نمی آید

ندارد، هر که دارد پیچ و تابی، وحشت از خلوت

به پای خود برون زنجیر از زندان نمی آید

مجو آرامش از جان مقدس در تن خاکی

که خودداری زدست گوهر غلطان نمی آید

اگر روشندلی بر تیره بختی صبر کن صائب

که بیرون از سیاهی چشمه حیوان نمی آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱۶به کار سینه‌صافان دیده روشن نمی‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۱۷زمن راز دل صدچاک پوشیدن نمی آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۱۸به خاطر هیچگه آن قامت موزون نمی آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۱۹زدست خواجه از ابرام زر بیرون نمی آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۲۰تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۲۱تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲۲نبیند زیر پای خویش، رعنا این چنین باید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲۳زدل رم می کند، چشم بلاجو این چنین باید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.