پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱۶

به کار سینه‌صافان دیده روشن نمی‌آید

که نور خانه آیینه از روزن نمی‌آید

سرافرازی اگر داری طمع سر در گریبان کش

کز این دریا برون کس بی‌فرو رفتن نمی‌آید

چه حاصل از سلاح آن را که نبود جوهر ذاتی؟

چو دل محکم نباشد کاری از جوشن نمی‌آید

نمی‌سازد نگین دان لعل را بی‌آب از تنگی

به افشردن برون خونم از ان دامن نمی‌آید

به حال خود نیارد چرب نرمی بی‌دماغان را

که اصلاح چراغ کشته از روغن نمی‌آید

نگه بی‌دست و پا می‌گردد از روی عرقناکش

ز جوش گل تماشایی به این گلشن نمی‌آید

مرا گرد یتیمی جزو تن گشته است چون گوهر

به رفتن گرد بیرون از سرای من نمی‌آید

به زور جذبه دریاست چون سیلاب سیر من

مرا از راه برگرداندن از رهزن نمی‌آید

به روی سخت گردد از خسیسان خرده‌ای حاصل

شرر بیرون ز صلب سنگ بی‌آهن نمی‌آید

نگیرد پرده بیگانگی جای عزیزان را

علاج چشم من از بوی پیراهن نمی‌آید

ز جمعیت نگردد خرده‌بینی کم خسیسان را

علاج چشم تنگ مور از خرمن نمی‌آید

خطر بسیار دارد راه حق، باریک شو صائب

که موسی بی‌عصا در وادی ایمن نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱۸به خاطر هیچگه آن قامت موزون نمی آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۱۹زدست خواجه از ابرام زر بیرون نمی آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۲۰تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی‌آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۲۱تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۲۲نبیند زیر پای خویش، رعنا این چنین باید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۲۳زدل رم می کند، چشم بلاجو این چنین باید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲۴نوا پیوسته در بزم شراب ناب می باید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲۵ز سوز عشق داغی بر دل افگار می‌باید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.