پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۲۵

ز سوز عشق داغی بر دل افگار می‌باید

چراغی بر سر بالین این بیمار می‌باید

ز لعل آبدار او تمنایی که من دارم

مرا در دست صد انگشتر زنهار می‌باید

پریشان دارد از صد رهگذر تسبیح، احوالم

مرا شیرازه‌ای از رشتهٔ زنّار می‌باید

به زهر چشم تنها پاس نتوان داشت خوبی را

گل بی‌خار را شبنم دل بیدار می‌باید

زلیخا دامن امید را بیهوده نگشاید

عبیر پیرهن را چشم چون دستار می‌باید

ز چشم مست دارد عذرخواهی گر ننوشد می

همین سابقی میان می‌کشان هشیار می‌باید

چه سود از کارفرمایان ظاهر بی‌دماغان را؟

که در دل کارفرمایی ز ذوق کار می‌باید

متاع یوسفی حیف است باشد فرش در زندان

تکلف بر طرف، دیوانه در بازار می‌باید

به از اشک ندامت نیست صائب هیچ تسبیحی

ترا گر سبحه‌ای از بهر استغفار می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲۷قبول عشق سرکش را دل دیوانه می باید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲۸مدام از عشق جوشی در دل بی کینه می باید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۲۹مگر زلف سبکسیر تو از جولان بیاساید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۳۰دل عاشق کجا از ساغر سرشار بگشاید؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۳۱دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۳۲به هر نامحرمی عاشق لب اظهار نگشاید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۳۳گره تا کی ز ابروی سخن پرداز نگشاید؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۳۴حواس کم خرد را نفس جاهل کار فرماید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.