پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۳۱

دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟

مگر گاهی زدیوان قیامت فال بگشاید

چنان کز پرتو خورشید انجم محو می گردد

هزاران عقده از یک جام مالامال بگشاید

گشایش نیست در طالع گرههای خدایی را

که ده انگشت نتواند زبان لال بگشاید

به حرف و صوت نتوان شکر منعم را ادا کردن

دهان کیسه می باید که صاحب مال بگشاید

زهستی تا اثر باقی است دل بینا نمی گردد

چو خرمن پاک گردد دیده غربال بگشاید

گشایشها بود در انتها از بستگی دل را

گره از رشته تب عقده تبخال بگشاید

زشوق رنگ کاهی می کند پرواز چشم من

دل بیدرد اگر از چهره های آل بگشاید

سیاهی را دلیل کعبه مقصود می سازد

اگر گاهی نظر عاشق به خط و خال بگشاید

سرانجام کج اندیشان به سختی می کشد آخر

که عقرب را گره با سنگ از دنبال بگشاید

زجوش گل زمین می بوسد از بیرون در شبنم

مگر در تنگنای بیضه بلبل بال بگشاید

چو سوزن از گریبان مسیحا سر برون آرد

زپای خویش هر کس رشته آمال بگشاید

سزاوار خدنگ عشق صائب نیست هر صیدی

کجا تا بال آن مرغ همایون فال بگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۳۳گره تا کی ز ابروی سخن پرداز نگشاید؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۳۴حواس کم خرد را نفس جاهل کار فرماید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۳۵مقام بوسه لب زان عارض سیراب می جوید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۳۶به می آن کس که کلفت از دل پرشور من شوید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۳۷غبار کلفت از دل ساغر سرشار می شوید
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۳۸زدل زنگ کدورت چشم خونپالا نمی شوید
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۳۹صدف گرد یتیمی از رخ گوهر نمی شوید
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۴۰که حال دردمندان پیش چشم یار می گوید؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.