پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۳۴

حواس کم خرد را نفس جاهل کار فرماید

سلاح بیجگر را خصم پردل کار فرماید

به ور دست نتوان تیر کج را راست گرداندن

به حکمت نفس را پیوسته عاقل کار فرماید

به جان آورد عذر نفس عقل کارفرما را

پشیمان می شود هر کس به کاهل کار فرماید

زموج بیقراری حرص آسودن نمی داند

زبان را در طلب پیوسته سایل کار فرماید

موش غافل زکار حق که تا گردیده ای غافل

به کار خود ترا دنیای باطل کار فرماید

تلاش خاکساری می کنم در عشق، تا دیدم

که تیغ موج را دریا به ساحل کار فرماید

ندارد بر گرفتاران ترحم عشق سنگین دل

مسلمان را فرنگی با سلاسل کار فرماید

به خون کردم دهان تیشه را چون کوهکن شیرین

به تلخی چندم آن شیرین شمایل کار فرماید؟

حیات شمع شد کوتاه از اشک پشیمانی

چرا تیغ زبان را کس به محفل کار فرماید؟

سبکسیری که دارد راه دوری در نظر صائب

مروت نیست مرکب را به منزل کار فرماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۳۶به می آن کس که کلفت از دل پرشور من شوید
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۳۷غبار کلفت از دل ساغر سرشار می شوید
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۳۸زدل زنگ کدورت چشم خونپالا نمی شوید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۳۹صدف گرد یتیمی از رخ گوهر نمی شوید
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۴۰که حال دردمندان پیش چشم یار می گوید؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۴۱دل سودازده در طره دلدار افتاد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۴۲هرکه را چشم بر آن طاق دو ابرو افتاد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۴۳عشق تا هست عنان را به هوس نتوان داد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.