پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴۲

هرکه را چشم بر آن طاق دو ابرو افتاد

دو جهان یکقلم از طاق دل او افتاد

تا قیامت نتواند به ته پا نگریست

چشم هرکس که بر آن قامت دلجو افتاد

پیش صاحب نظران نقطه بسم الله است

خال مشکین که بر آن گوشه ابرو افتاد

چون تو از ناز به دنبال نبینی هرگز

به چه امید به دنبال تو گیسو افتاد؟

تیره بختی نکند خوش سخنان را خاموش

چه کند سرمه به چشمی که سخنگو افتاد؟

نیست چندان خطری شیشه به سنگ آمده را

جای رحم است بر آن کز نظر او افتاد

نیست ممکن به حقیقت نکشد عشق مجاز

واصل بحر شود هر که درین جو افتاد

آه کز خیرگی دیده بی پرده من

دیدن یار به آیینه زانو افتاد

یکی از گوشه نشینان جهان شد صائب

هرکه را چشم به کنج دهن او افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۴۴آن که از عمر سبکسیر وفا می طلبد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۴۵هرکه از گریه بیدرد اثر می طلبد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۴۶قطره بیجگری کز نظر ما افتد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۴۷نوبت عقده گشایی چو به ما می افتد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۴۸دل ارباب تنعم ز نوا می افتد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۴۹هرکجا پرتو جانانه ما می افتد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵۰کور باد آن که ز روی تو نظر می‌پیچد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۵۱یوسفی نیست دل خوش که هویدا گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.