پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴۹

هرکجا پرتو جانانه ما می افتد

برق در خرمن پروانه ما می افتد

از تن غرقه به خون کان بدخشان شده ایم

سنگ اطفال به دیوانه ما می افتد

می توان زود دل از خانه ویران برداشت

قدم سیل به ویرانه ما می افتد

این چه آهوست کز اندیشه صیادی او

رعشه بر پنجه شیرانه ما می افتد

از دبستان ره کاشانه خود هر طفلی

می گذارد، پی دیوانه ما می افتد

می کند کار نمک با جگر زخمی ما

ماهتابی که به غمخانه ما می افتد

خاکبازی همه را برده چو طفلان از راه

که به فکر دل ویرانه ما می افتد؟

نیست ممکن که به خرمن نرساند خود را

در دل سنگ اگر دانه ما می افتد

در دیاری که بود کعبه برابر با خاک

که به تعمیر صنمخانه ما می افتد؟

می پرد روزنه را دیده امید امروز

تا که را راه به کاشانه ما می افتد

نیست ممکن که قیامت به خود آید صائب

هرکه را راه به میخانه ما می افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۵۱یوسفی نیست دل خوش که هویدا گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۵۲زهر، تریاق به اکسیر مدارا گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۵۳نفس از توبه صادق دم عیسی گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵۴جوهر می ز رگ ابر مثنی گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵۵پنبه گوشم اگر پنبه مینا گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۵۶آب خوب است لب خشکی ازو تر گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵۷سخن عشق محال است مکرر گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۵۸حسن در هر نگهی عالم دیگر گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.