پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۵۶

آب خوب است لب خشکی ازو تر گردد

گره دل شود آن قطره که گوهر گردد

خار پیراهن ماهی است به اندازه فلس

جای رحم است بر آن کس که توانگر گردد

هرکه قانع به در دل نشود از درها

از پریشان نظری حلقه هر در گردد

مکن اندیشه ز وحشت که به سودازدگان

دامن دشت جنون، دامن مادر گردد

هرکه مجنون تو گردید نگردد عاقل

خون چو شد مشک محال است دگر برگردد

سر بنه بر خط فرمان که برات خط سبز

نیست ممکن که به صد تیغ دو دم برگردد

می شود قند گلو سوز مکرر چون شد

چه شود چون سخن تلخ مکرر گردد

دل چو معمور شد از داغ، شود گنج گهر

سر چو از درد گرانبار شد افسر گردد

می رسد خشک نگردیده به تشریف جواب

نامه شوقم اگر بال کبوتر گردد

بی حیایان به نگه خانه زنبور کنند

پرده شرم اگر سد سکندر گردد

بخت خوابیده به فریاد نگردد بیدار

خون چو شد مرده، کجا زنده به نشتر گردد؟

باش خرسند چو مردان به قناعت صائب

که فقیر از دل خرسند توانگر گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۵۸حسن در هر نگهی عالم دیگر گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۵۹هرکه باریک شد از فکر، سخنور گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۶۰نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۶۱چه بهشتی است که یارم ز سفر برگردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۶۲که گمان داشت ز خط حسن تو زایل گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۶۳که گمان داشت ز خط حسن تو زایل گردد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۶۴در واکرده، در بسته ز دربان گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۶۵خواب هرکس ز خیال تو پریشان گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.