پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۶۵

خواب هرکس ز خیال تو پریشان گردد

زلف شب در نظرش سنبل و ریحان گردد

دلم آشفته ز جمعیت یاران گردد

همچو سی پاره که در جمع پریشان گردد

می شود فاختگان را خط آزادی سرو

در ریاضی که نهال تو خرامان گردد

هرکه چون شانه کند دست درازی با زلف

تخته مشق دو صد زخم نمایان گردد

می دهد دست نوازش دل ما را تسکین

بحر ساکن اگر از پنجه مرجان گردد

می دهد رخنه لب زود سر سبز به باد

جای رحم است بر آن پسته که خندان گردد

دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است

که اگر باز ستانند دو چندان گردد!

از تماشای رخت حیرت صائب افزود

طوطی از آینه هر چند زبان دان گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۶۷چشم شوخ تو چو بر همزن مژگان گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۶۸نخل قد تو به باغی که خرامان گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۶۹سر شوریده ز تسلیم به سامان گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۷۰نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۷۱چون ز می صفحه رخسار تو گلگون گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷۲گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷۳گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۷۴منحرف از نگه آن قبله ابرو گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.