پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۷۰

نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟

سگ دیوانه محال است نگهبان گردد

با ضعیفان نظر لطف خدا بیشترست

روزی مور شکر خند سلیمان گردد

هوس بیجگر از ناز شود روگردان

عشق را چین جبین سلسله جنبان گردد

می گشاید دل غمگین به سبکدستی آه

گوهر اشک اگر سفته به مژگان گردد

می شود جمع به شیرازه خرمن آخر

تخم هر چند در آغاز پریشان گردد

بی ضرورت به سخن لب مگشا در پیری

که سخن پوچ ز افتادن دندان گردد

لطف حق بیش بود با نظر افتاده خلق

زال را شهپر سیمرغ مگس ران گردد

رهنوردان طلب بال و پر یکدگرند

موج را موج دگر سلسله جنبان گردد

می شود پیش مه روی تو خورشید سفید

کرم شب تاب اگر روز نمایان گردد

حیرت روی تو مهر لب صائب گردید

طوطی از آینه هر چند زبان دان گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۷۲گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۷۳گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۷۴منحرف از نگه آن قبله ابرو گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۷۵از نظر بازی من چشم سخنگو گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۷۶وقت ارباب دل آشفته به مویی گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷۷عقده چون وقت رسد عقده‌گشا می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷۸هرکه تسلیم به فرمان قضا می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۷۹دولت حسن ز خط زیر و زبر می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.