پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۷۸

هرکه تسلیم به فرمان قضا می‌گردد

بر سرش ابر بلا بال هما می‌گردد

چه ضرور است کشیدن ز مسیحا منّت؟

کامرانی چو کند درد، دوا می‌گردد

بی‌ریاضت نتوان شهره آفاق شدن

مه چو لاغر شود انگشت‌نما می‌گردد

واصلان گوش ندارند به افسانه عقل

راه گم کرده پی بانگ‌درا می‌گردد

در تمنای تو ای قافله‌سالار بهار

گل جدا، رنگ جدا، بوی جدا می‌گردد

صائب از منت صیقل جگرم گشت کباب

ای خوش آن آینه کز خود به صفا می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸۰دل هرکس که مقید به هوس می گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸۱سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۸۲راست آزرده کی از زخم زبان می‌گردد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸۳دیدنت باعث سرسبزی جان می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸۴آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۸۵اشک دریادل ما گرد جهان می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸۶صبر در عشق ز دلها سفری می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸۷کوه در بادیه شوق کمر می‌بندد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.