پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸۲

راست آزرده کی از زخم زبان می‌گردد؟

تیر کج باعث آرام نشان می‌گردد

برق اگر پای درین وادی خونخوار نهد

از نفس سوختگی سنگ نشان می‌گردد

نفس کج‌رو ز نصیحت ننهد پای به راه

تیر کج راست کی از زور کمان می‌گردد؟

دولت سنگدلان را نبود استقرار

سیل از کوه به تعجیل روان می‌گردد

شمع در جامه فانوس نماند پنهان

هرچه در دل بود از جبهه عیان می‌گردد

در طلب باش که از گرمی صحرای طلب

پای پر آبله از دیده‌‌وران می‌گردد

روزگاری است که از رهگذر ناسازی

سنگ اطفال به دیوانه گران می‌گردد

بس که خون می‌خورد از خار درین سبز چمن

زر به کف گل ز پی باد خزان می‌گردد

می‌شود حرص هم از جمع زر و سیم غنی

تشنه سیراب اگر از ریگ روان می‌گردد

می‌نمایند به انگشت چو ماه عیدش

قسمت هرکه ز گردون لب نان می‌گردد

گرد کلفت ز دل صاف کشان می‌چیند

هرکه در میکده از دُردکشان می‌گردد

سرخ‌رو سر زند از خاک به محشر صائب

هرکه از جمله خونابه‌کشان می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸۴آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸۵اشک دریادل ما گرد جهان می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۸۶صبر در عشق ز دلها سفری می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸۷کوه در بادیه شوق کمر می‌بندد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸۸غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۸۹دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۹۰کلفت از سینه می ناب برون می آرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹۱تیغ سیراب تو فیض دم عیسی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.