پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸۱

سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد

رگ گردن چو قوی گشت سنان می‌گردد

از شنیدن سبق نطق روان می‌گردد

به سخن هرکه دهد گوش، زبان می‌گردد

می‌برد راستی از طبع، کج‌اندیش برون

تیر در قبضه ناراست، کمان می‌گردد

سیم و زر پرده بینایی حق‌جویان است

راه پوشیده ازین ریگ روان می‌گردد

غفلت نفس یکی صد شود از موی سفید

خواب سگ وقت سحرگاه گران می‌گردد

دیده عاقبت اندیش نظر نگشاید

به بهاری که مبدل به خزان می‌گردد

جذبه بحر نگردد ز غریبان غافل

در گهر آب گهر قطره زنان می‌گردد

سنگ اطفال گران نیست به سودازدگان

کبک در کوه و کمر خنده‌زنان می‌گردد

می‌توان یافت که برده است به مرکز راهی

آن که پرگارصفت گرد جهان می‌گردد

شکر این لطف نمایان چه توانم کردن؟

که مثال تو در آیینه عیان می‌گردد

اژدها می‌شود از طول زمان آخر مار

رگ گردن چو قوی گشت سنان می‌گردد

صائب آن کس که بود خواب گران در بارش

در بیابان طلب سنگ نشان می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸۳دیدنت باعث سرسبزی جان می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸۴آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۸۵اشک دریادل ما گرد جهان می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸۶صبر در عشق ز دلها سفری می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸۷کوه در بادیه شوق کمر می‌بندد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۸۸غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸۹دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹۰کلفت از سینه می ناب برون می آرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.