پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸۴

آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد

خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد

آسمان در حرکت از نظر روشن ماست

آب از قوت سرچشمه روان می‌گردد

رای روشن ز بزرگان کهنسال طلب

آب‌ها صاف در ایام خزان می‌گردد

طالب خلق اگر گوشه عزلت گیرد

همچو دامی است که در خاک نهان می‌گردد

رتبه عشق به تدریج بلندی گیرد

باده چون کهنه شود نشئه جوان می‌گردد

آسمان خاک ره مردم بی‌آزار است

گرگ در گله این قوم شبان می‌گردد

هرکه را تیغ زبان نیست به فرمان صائب

عاقبت کشته شمشیر زبان می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸۶صبر در عشق ز دلها سفری می گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸۷کوه در بادیه شوق کمر می‌بندد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۸۸غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸۹دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۹۰کلفت از سینه می ناب برون می آرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۹۱تیغ سیراب تو فیض دم عیسی دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۹۲چهره ات رنگ ز گلدسته مینا دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹۳دل آسوده طمع هر که ز دنیا دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.