پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸۶

صبر در عشق ز دلها سفری می گردد

کوه در راه طلب کبک دری می گردد

پرتو عاریتی نعل در آتش دارد

دولت ماه به یک شب سپری می گردد

می و مطرب نبود زنده دلان را در کار

خنده بر غنچه نسیم سحری می گردد

از نظرها ز خط سبز شود پنهان حسن

آدمیزاد درین شیشه پری می گردد

غوطه در خون زند آن کس که کند غمازی

صبح خونین جگر از پرده دری می گردد

همچو آیینه که در شارع عام آویزند

عمر من صرف پریشان نظری می گردد

سیل را پل نتواند ز سفر مانع شد

قامت هر که شود خم، سپری می گردد

شد ز بی حاصلیم قامت چون تیر، کمان

شاخ هر چند خم از پر ثمری می گردد

عشق گردید هوس در دل سودا زده ام

دیو در شیشه عشاق پری می گردد

هر کجا کار به افتادگی از پیش رود

بال و پر باعث بی بال و پری می گردد

می شود نقص بصیرت سبب وسعت رزق

تنگ این دایره از دیده وری می گردد

صائب آرام دل من به جناح سفرست

تا که دیگر ز عزیزان سفری می گردد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸۸غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸۹دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۹۰کلفت از سینه می ناب برون می آرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۹۱تیغ سیراب تو فیض دم عیسی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۹۲چهره ات رنگ ز گلدسته مینا دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۹۳دل آسوده طمع هر که ز دنیا دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۹۴می در آن لعل گهربار تماشا دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹۵عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.