پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۹۳

دل آسوده طمع هر که ز دنیا دارد

زیر بال و پر خود بیضه عنقا دارد

غافل از حق نشود روح به ویرانه جسم

سیل هر جا که بود روی به دریا دارد

خویش را تا نگذارد ننشیند از پا

هرکه چون شمع سر عالم بالا دارد

دم جان بخش اثر در دل آهن نکند

چشم سوزن چه تمتع ز مسیحا دارد؟

از علم لشکریان را نتوان غافل کرد

دو جهان چشم بر آن قامت رعنا دارد

کار چون در گره افتد به دعا دست برآر

شانه در عقده گشایی ید طولی دارد

نیست خالی سر مویی به تن از جان لطیف

هر که را جا نبود، در همه جا جا دارد

دل محال است که ساکن شود از لرزیدن

شانه تا راه در آن زلف چلیپا دارد

گرچه یعقوب مرا پای طلب کوتاه است

بوی پیراهن یوسف ید طولی دارد

تو ز طفلی است که در خانه نداری آرام

ور نه هنگامه عالم چه تماشا دارد؟

لازم برق بود ریزش باران صائب

گریه بسیار ز پی خنده بیجا دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۹۵عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۹۶از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۹۷آه عشاق سیه‌روز اثرها دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۹۸چشم پرکار تو در پرده بیان‌ها دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۹۹مرهم زخم مرا شور محبت دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۰۰سالک از منزل نزدیک شکایت دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۰۱شوق من سرکشی از زلف معنبر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۰۲سخنی کز دل بیتاب بود پردارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.