پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۹۶

از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟

می اگر سرکه شود تاک چه پروا دارد؟

نشود زخم زبان گرمروان را مانع

دامن برق ز خاشاک چه پروا دارد؟

صیقل آینه شعله بود اشک کباب

حسن از دیده نمناک چه پروا دارد؟

محو سر پنجه خورشید جهان افروزست

سینه صبحدم از چاک چه پروا دارد؟

چاک اگر از الف زخم شود سینه باز

تیغ آن غمزه بیباک چه پروا دارد؟

گر کند شعله آواز، مرا خاکستر

آن گل روی عرقناک چه پروا دارد؟

عاشق از گردش افلاک شکایت نکند

کشته از پیچش فتراک چه پروا دارد؟

دل چو روشن شد، ازو دست هوس کوتاه است

چشمه مهر ز خاشاک چه پروا دارد؟

فلک از شکوه ما تنگدلان آسوده است

حقه از تلخی تریاک چه پروا دارد؟

در دو عالم گرهی نیست که نگشاید عشق

عاشق از عقده افلاک چه پروا دارد؟

دو جهان چون پر پروانه گر آتش گیرد

صائب آن شعله بیباک چه پروا دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۹۸چشم پرکار تو در پرده بیان‌ها دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۹۹مرهم زخم مرا شور محبت دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۰۰سالک از منزل نزدیک شکایت دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰۱شوق من سرکشی از زلف معنبر دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۰۲سخنی کز دل بیتاب بود پردارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۰۳عشق صد لخت جگر بر مژه تر دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۰۴می کجا مهر حجاب از لب ما بردارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۰۵حسن در خانه زین جلوه دیگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.