پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰۳

عشق صد لخت جگر بر مژه تر دارد

گره افزون خورد آن رشته که گوهر دارد

عاشق آن است که پا بر سر افلاک نهد

باده آن است که خشت از سر خم بردارد

از خط سبز چه پرواست لب لعل ترا؟

چه زیان موج به سرچشمه کوثر دارد؟

رشک بر کوکب اقبال حباب است مرا

که به هر چشم زدن عالم دیگر دارد

گریه و آه، گل و سبزه باغ هنرست

تیغ در آتش و آب است که جوهر دارد

غنچه در جامه خود چاک زدن عاجز نیست

دل عاشق چه غم از طارم اخضر دارد؟

مدعی کیست که هنگامه ما سرد کند؟

آتش ما مدد از دامن محشر دارد

هر قدر مرتبه عشق بلند افتاده است

سخن صائب ما رتبه دیگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰۵حسن در خانه زین جلوه دیگر دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۰۶رهرو عشق کی اندیشه منزل دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۰۷خصم را عقل مقید به تحمل دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰۸در خور مزد فلک کار به آدم دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۰۹بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۱۰دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۱۱رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱۲تشنگان حال جگر سوختگان می دانند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.