پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰۶

رهرو عشق کی اندیشه منزل دارد؟

کشتی بیجگران چشم به ساحل دارد

موج سد ره طوفان نشود دریا را

دل دیوانه چه پروای سلاسل دارد؟

نیست آیینه ما صاف چو شبنم، ورنه

می توان یافت که هر غنچه چه در دل دارد

گرچه مجنون سخن از محمل لیلی گوید

سخن مردم آگاه دو محمل دارد

نظر از دولت نظاره خود محروم است

قرب بسیار مرا دور ز منزل دارد

نیست مخصوص به خورشید به خون غلطیدن

عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد

صائب آن کس که بود با همه کس راست چو شمع

تا دم بازپسین جای به محفل دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰۸در خور مزد فلک کار به آدم دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۰۹بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۱۰دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۱۱رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۱۲تشنگان حال جگر سوختگان می دانند
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۱۳سالک امید نجات از دل روشن دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۱۴از بتان شسته عذاری که حجابی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱۵لب لعل تو اگر جام شرابی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.