پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۱۱

رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟

بیخودی در ته پا تخت سلیمان دارد

این همان عشق غیورست که صد یوسف را

از فراموشی جاوید به زندان دارد

خط به رویش چه سخنهای پریشان که نگفت

نه همین پاس دل مور سلیمان دارد

رنگ بر روی سهیل از عرق شرم نماند

این چه رنگ است که آن سیب ز نخدان دارد

نافه از چین نفس سوخته ای آورده است

سر پیوند به آن زلف پریشان دارد

صفحه خاک کجا و رقم عیش کجا؟

این سفال از نفس سوخته ریحان دارد

مرده خواب غرورند حریفان صائب

کیست تا گوش به این مرغ خوش الحان دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۱۳سالک امید نجات از دل روشن دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۱۴از بتان شسته عذاری که حجابی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۱۵لب لعل تو اگر جام شرابی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۱۶هر که چون زانوی خود آینه داری دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۱۷هر که رخساره آیینه گدازی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۱۸حسن نو خط تو سرمایه نازی دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۱۹گوشه گیری که لب نان حلالی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۲۰هر کف خاک ز احسان تو جانی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.