پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۱۸

حسن نو خط تو سرمایه نازی دارد

که ز هر حلقه خط چشم نیازی دارد

گرچه از غمزه بیرحم تو دل نومیدست

به سر زلف تو امید درازی دارد

حسن خود رای مسخر نشود شاهان را

دل محمود به این خوش که ایازی دارد

آن کس از خار ره عشق تواند گل چید

که ز هر آبله ای چشم فرازی دارد

به که از کف ندهد شیوه مردم داری

هر که چون دیده، در خانه بازی دارد

سینه گرم تو از جوش نیفتد صائب

که عجب زمزمه گوش گدازی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۲۰هر کف خاک ز احسان تو جانی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۲۱نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۲۲ذره‌ام چشم به خورشید لقایی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۲۳جام می چهره اندیشه نمایی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۲۴دل آگاه ز تن فکر رهایی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲۵پاس اندوه دل تنگ نگه می دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۲۶نه همین فکر مرا روز به من نگذارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۲۷دل و دین و خرد و هوش مرا صهبا برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.