پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۲۱

نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد

وقت گل خوش که عجب طرف کلاهی دارد

سر سودازدگان را سبک از جای مگیر

کاین کدو چون خم می پشت و پناهی دارد

دست ارباب دعا را مکن از دولت دور

کاین چراغی است که از دست پناهی دارد

برق تازان به صف خرمن ما می آید

هر که در سینه گمان شعله آهی دارد

صید بیمار گرفتن ز جوانمردی نیست

ور نه بر چشم تو دل حق نگاهی دارد

تار و پود نفس ما ز نظام افتاده است

داغ شمعیم که سر رشته آهی دارد

کعبه هر چند که در مد نظر افتاده است

هر که را می نگری چشم به راهی دارد

صائب از چشم سخنساز ندارد ذوقی

گرد آن چشم که رم کرده نگاهی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۲۳جام می چهره اندیشه نمایی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۲۴دل آگاه ز تن فکر رهایی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۲۵پاس اندوه دل تنگ نگه می دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۲۶نه همین فکر مرا روز به من نگذارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۲۷دل و دین و خرد و هوش مرا صهبا برد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲۸سرو را شیوه رفتار تو از جا ببرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۲۹دل محال است ز ما عشوه دنیا ببرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۳۰هر که آیینه به روشنگر ساغر ببرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.