پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۲۸

سرو را شیوه رفتار تو از جا ببرد

کبک را با همه شوخی روش از پا ببرد

خانه چشم تو پرداخت مرا از دل و دین

رخت را خانه ندیدیم به یغما ببرد

راه باریک فنا راه گرانباران نیست

سوزنی را نتوانست که عیسی ببرد

شکوه عفو ز گرد گنه ما بیجاست

سیل جز خار چه دارد که به دریا ببرد؟

حیف و صد حیف که در مجمع خوبان صائب

نیست امروز حریفی که دل از ما ببرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۳۰هر که آیینه به روشنگر ساغر ببرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۳۱صائب این بار به صد دست نگه خواهم داشت
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۳۲هر که چون غنچه سر خود به گریبان نبرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۳۳جان کس از دیدن آن سیب زنخدان نبرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۳۴از سری جوی سعادت که ز دولت گذرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۳۵زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۳۶چه عجب تیر خدنگ تو گر از دل گذرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۳۷هر کجا قصه آن طره و کاکل گذرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.