پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۳۳

جان کس از دیدن آن سیب زنخدان نبرد

این ترنجی است که بر هر که خورد جان نبرد

هوس از حسن شود کامروا بیش از عشق

جیب و دامان تهی طفل ز بستان نبرد

نوبر گوی سعادت نکند چوگانش

هر که چون غنچه سر خود به گریبان نبرد

بی نیازی در جنت به رخش باز کند

مور اگر حاجت خود را به سلیمان نبرد

دارد انجامی اگر راه طلب، سوختن است

غیر پروانه کس این راه به پایان نبرد

تا ابد خواری غربت نکشد در یتیم

دل نه طفلی است که عشقش به دبستان نبرد

تلخی باده کم از پنبه مینا نشود

بالش نرم ز سر خواب پریشان نبرد

غیر موری که به لب مهر قناعت دارد

دهن تلخ کسی از شکرستان نبرد

با لب بسته بسازید اگر اهل دلید

که سر از بزم برون پسته خندان نبرد

کی به جانهای گرفتار دلش خواهد سوخت؟

یوسف مصر اگر زحمت زندان نبرد

ترک سر گوی که در معرکه جانبازان

تا کسی سر ندهد گوی ز میدان نبرد

زان سیه می کند از آه جهان را عاشق

که کسی راه به سر منزل جانان نبرد

قسمت صائب از آن چهره همین حیرانی است

شبنم از باغ به جز دیده حیران نبرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۳۵زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۳۶چه عجب تیر خدنگ تو گر از دل گذرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۳۷هر کجا قصه آن طره و کاکل گذرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۳۸کلفت از مردم آزاده شتابان گذرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۳۹روز و شب بر من مهجور به تلخی گذرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۴۰پای بر چرخ نهد هرکه ز سر می‌گذرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۴۱روزگار طرب و نوبت غم می گذرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۴۲از میان تیغ برآور که زمان می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.