پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۲۶

نه همین فکر مرا روز به من نگذارد

که به خوابم گل شب بوی سخن نگذارد

هر عقیقی که دلش در گرو نام بود

پشت آسوده به دیوار یمن نگذارد

سر زلفی که من از شام غریبان دیدم

هیچ سودازده ای را به وطن نگذارد

گل اگر شرم ز روی چمن آرا نکند

آرزو در دل مرغان چمن نگذارد

چون سهیل عرق شرم دلم می لرزد

که کسی دست بر آن سیب ذقن نگذارد

یک سحر لاله خورشید نیاید بیرون

که فلک داغ نوی بر دل من نگذارد

در فسونسازی آن چشم سیه حیرانم

که خموش است و کسی را به سخن نگذارد

چون برم سر به گریبان خموشی صائب؟

که گریبان من از دست، سخن نگذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۲۸سرو را شیوه رفتار تو از جا ببرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۲۹دل محال است ز ما عشوه دنیا ببرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۳۰هر که آیینه به روشنگر ساغر ببرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۳۱صائب این بار به صد دست نگه خواهم داشت
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۳۲هر که چون غنچه سر خود به گریبان نبرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۳۳جان کس از دیدن آن سیب زنخدان نبرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۳۴از سری جوی سعادت که ز دولت گذرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۳۵زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.