پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۲۰

هر کف خاک ز احسان تو جانی دارد

هر حبابی ز محیط تو جهانی دارد

هیچ قفلی به کلید دگری وا نشود

هر زبان گوشی و هر گوش زبانی دارد

خبر دوری راه از دگران می شنود

هر که چون بیخبری تخت روانی دارد

جگر ماست ولی نعمت هر جا داغی است

لاله از سفره ما سوخته نانی دارد

می تواند کسی از خار مغیلان گل چید

که ز هر آبله چشم نگرانی دارد

چشم بر روی مه عید گشاید هر شام

هر که از خوان قناعت لب نانی دارد

رخنه ملک محال است نگیرند شهان

می رسد رزق به هرکس که دهانی دارد

چرخ دل زنده ز همصحبتی خورشیدست

پیر هرگز نشود هرکه جوانی دارد

صائب این آن غزل حافظ شیرین سخن است

کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۲۲ذره‌ام چشم به خورشید لقایی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۲۳جام می چهره اندیشه نمایی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۲۴دل آگاه ز تن فکر رهایی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۲۵پاس اندوه دل تنگ نگه می دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۲۶نه همین فکر مرا روز به من نگذارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲۷دل و دین و خرد و هوش مرا صهبا برد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۲۸سرو را شیوه رفتار تو از جا ببرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۲۹دل محال است ز ما عشوه دنیا ببرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.