پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۱۳

سالک امید نجات از دل روشن دارد

مرغ زیرک نظر از خانه به روزن دارد

هرکه با صدق عزیمت سفری گردیده است

خطر از راهنما بیش ز رهزن دارد

می برد راه به سررشته مقصود کسی

که دلی تنگتر از دیده سوزن دارد

صحبت سوختگان می برد از دلها زنگ

نظر آیینه ز گلزار به گلخن دارد

نبود گوهر شب تاب به روغن محتاج

به می ناب چه حاجت دل روشن دارد؟

هست صد پیرهن از سنگ دلش محکم تر

آن که سرگشته مرا همچو فلاخن دارد

از غم جسم بود جان مجرد فارغ

طایر قدس چه حاجت به نشیمن دارد؟

هست بر سلسله زلف روان حکم نسیم

ناوک آه چه اندیشه ز جوشن دارد؟

دست می بایدش اول ز سر خود شستن

هر که چون غنچه سر و برگ شکفتن دارد

خردسالی که منم واله و دیوانه او

دل سنگین عوض سنگ به دامن دارد

نگه گرم تو با غیر ندارد کاری

هر چه دارد به من سوخته خرمن دارد

فرصت حرف نخواهی به لب خود دادن

گر بدانی که چه مقدار مکیدن دارد

جور بر عاشق بیدل ز مروت دورست

مرغ بسمل چه پر و بال شکستن دارد؟

سخنی کز سر دردست کند دل را گرم

ناله صائب دل خسته شنیدن دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۱۵لب لعل تو اگر جام شرابی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۱۶هر که چون زانوی خود آینه داری دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۱۷هر که رخساره آیینه گدازی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۱۸حسن نو خط تو سرمایه نازی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۱۹گوشه گیری که لب نان حلالی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲۰هر کف خاک ز احسان تو جانی دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۲۱نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۲۲ذره‌ام چشم به خورشید لقایی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.