پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۱۶

هر که چون زانوی خود آینه داری دارد

روز و شب پیش نظر باغ و بهاری دارد

می کند جام علاجش به پف کاسه گری

هر سری کز خرد خام غباری دارد

چه شتاب است که در دیده من دارد اشک

باز سیماب بر آیینه قراری دارد

به تهیدستی من کیست ز ثابت قدمان؟

سر دیوار به کف دامن خاری دارد

به سیه روزی من کیست درین سبز چمن؟

داغ در مد نظر لاله عذاری دارد

خضر اگر راه به سرچشمه حیوان برده است

مست هم در دل شب آب خماری دارد

چهره صائب اگر رنگ فشان شد چه غم است؟

شکر لله مژه لاله نگاری دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۱۸حسن نو خط تو سرمایه نازی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۱۹گوشه گیری که لب نان حلالی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۲۰هر کف خاک ز احسان تو جانی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۲۱نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۲۲ذره‌ام چشم به خورشید لقایی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲۳جام می چهره اندیشه نمایی دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۲۴دل آگاه ز تن فکر رهایی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۲۵پاس اندوه دل تنگ نگه می دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.