پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰۲

سخنی کز دل بیتاب بود پردارد

نامه شوق چه حاجت به کبوتر دارد؟

پوست بر پیکر من قلعه آهن شده است

رگ ز خشکی به تنم جلوه نشتر دارد

خبر از گوهر اسرار ندارد غواص

این محیط از نفس سوخته عنبر دارد

خانه از بحر جدا ساخت به یک قطره آب

دل پر آبله ای بحر ز گوهر دارد

تخم چون سوخت، پریشان نکند دهقانش

دل سودازده جمعیت دیگر دارد

گوش تا گوش زمین پر ز گرانباران است

هیچ کس نیست که باری ز دلی دارد

از خط افسرده نشد گرمی هنگامه حسن

جوش دریا چه غم از خامی عنبر دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰۴می کجا مهر حجاب از لب ما بردارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۰۵حسن در خانه زین جلوه دیگر دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۰۶رهرو عشق کی اندیشه منزل دارد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰۷خصم را عقل مقید به تحمل دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۰۸در خور مزد فلک کار به آدم دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۰۹بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۱۰دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱۱رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.