پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰۱

شوق من سرکشی از زلف معنبر دارد

آتشم بال و پر از دامن محشر دارد

سخن سرد چه تأثیر کند در دل گرم؟

جوش دریا چه غم از خامی عنبر دارد؟

خوان خورشید ز سرپوش بود مستغنی

سر آزاده ما ننگ ز افسر دارد

عیب خود را چه خیال است نپوشد نادان؟

کل محال است کلاه از سر خود بردارد

تار سبحه است ز دل هر سر مو زان خم زلف

گره افزون خورد آن رشته که گوهر دارد

نیست ممکن شود آسوده، دل از لرزیدن

شانه تا راه در آن زلف معنبر دارد

بس که سیراب بود تیغ تو، در هر زخمی

بر جگر سوختگان منت کوثر دارد

چشم خورشید ز رخسار تو می آرد آب

نسخه از روی تو آیینه چسان بردارد؟

صائب از بس که جگر سوز بود مضمونش

خطر از نامه من بال سمندر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰۳عشق صد لخت جگر بر مژه تر دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۰۴می کجا مهر حجاب از لب ما بردارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۰۵حسن در خانه زین جلوه دیگر دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰۶رهرو عشق کی اندیشه منزل دارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۰۷خصم را عقل مقید به تحمل دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۰۸در خور مزد فلک کار به آدم دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۰۹بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱۰دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.