پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰۴

می کجا مهر حجاب از لب ما بردارد؟

نه حباب است که هر موج ز جا بردارد

رشته گوهر سیراب شود مژگانش

هرکه خار از ره این آبله پا بردارد

دل صد پاره اگر همرهی ما نکند

کیست در راه طلب توشه ما بردارد؟

در بیابان طلب تشنه جگر بسیارست

به که هر آبله ای آب جدا بردارد

از مه عید جوانی دل ما صاف نشد

مگر این زنگ ز دل قد دوتا بردارد

آنقدر دور مشو از نظر ای صبح امید

که دل خونشده دستی به دعا بردارد

منفعل رفت ازین غمکده سیلاب برون

کیست این گرد ملال از دل ما بردارد؟

می کند ساده زمین را ز عمارت صائب

ابر اگر آب ز چشم تر ما بردارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰۶رهرو عشق کی اندیشه منزل دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۰۷خصم را عقل مقید به تحمل دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۰۸در خور مزد فلک کار به آدم دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰۹بحر هر چند به بر همچو حبابم دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۱۰دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۱۱رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۱۲تشنگان حال جگر سوختگان می دانند
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱۳سالک امید نجات از دل روشن دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.