پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۹۰

کلفت از سینه می ناب برون می آرد

گرد ازین غمکده سیلاب برون می آرد

شانه گر غور در آن زلف گرهگیر کند

تا قیامت دل بیتاب برون می آرد

هرکه از حلقه آن زلف برآرد دل را

کشتی خویش ز گرداب برون می آرد

شمع را شوق تماشای تو در بزم شراب

شب آدینه ز محراب برون می آرد

در حریمی که لب لعل تو میکش باشد

قدح از خویش می ناب برون می آرد

ساده لوحی که ز گردون به کجی خواهد کام

گوهر از بحر به قلاب برون می آرد

هر که عریان شود از جامه هستی چو کتان

سر ز پیراهن مهتاب برون می آرد

غیر دندان تو در دایره هستی نیست

آسیایی که ز خود آب برون می آرد

جذبه خون من از شوق شهادت صائب

تیغ از پنجه قصاب برون می آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۹۲چهره ات رنگ ز گلدسته مینا دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۹۳دل آسوده طمع هر که ز دنیا دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۹۴می در آن لعل گهربار تماشا دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۹۵عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۹۶از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۹۷آه عشاق سیه‌روز اثرها دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۹۸چشم پرکار تو در پرده بیان‌ها دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹۹مرهم زخم مرا شور محبت دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.