پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸۷

کوه در بادیه شوق کمر می‌بندد

خاک چون آب روان بار سفر می‌بندد

نیست از فوطه‌ربایان جهان پروایش

موی ژولیده خود هرکه به سر می‌بندد

ماه شبگرد من از خانه چو آید بیرون

ماه در خدمتش از هاله کمر می‌بندد

گوهر پاک مرا کام نهنگ است صدف

کمر کشتی من موج خطر می‌بندد

تربتش را به چراغ دگران حاجت نیست

هرکه از داغ تو آیین جگر می‌بندد

سنگ می‌بارد از افلاک، ندانم دیگر

نخل امید که امروز ثمر می‌بندد

سخن پاک بود در طلب سینه پاک

که گهر در صدف پاک گهر می‌بندد

می‌تراود سخن عشق ز لب‌های خموش

لنگر سنگ کجا بال شرر می‌بندد؟

دشت چون حلقه فتراک بر او تنگ شود

چشم شوخ تو به صیدی که نظر می‌بندد

چون به زر عمر مقدر نفراید صائب

غنچه چندین به گره بهر چه زر می‌بندد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸۹دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۹۰کلفت از سینه می ناب برون می آرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۹۱تیغ سیراب تو فیض دم عیسی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۹۲چهره ات رنگ ز گلدسته مینا دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۹۳دل آسوده طمع هر که ز دنیا دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۹۴می در آن لعل گهربار تماشا دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۹۵عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹۶از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.