پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۷۶

وقت ارباب دل آشفته به مویی گردد

صید وحشت زده آواره به هویی گردد

بی تأمل مژه مگشای درین عبرتگاه

که ترازوی مکافات به مویی گردد

درس آزادگیش زود روان می گردد

هرکه چون سرو مقیم لب جویی گردد

عاقبت چون همه را خاک شدن در پیش است

ای خوش آن خاک که جامی و سبویی گردد

جگر سوخته از جنبش مژگان ریزد

چون قلم هر که گرفتار دورویی گردد

زخم شمشیر تغافل همه مخصوص من است

این نه آبی است که هر روز به جویی گردد

صورت خوب به هر مشت گلی می بخشند

تا که شایسته اخلاق نکویی گردد؟

بهر روشندلی ما دم گرمی کافی است

چشم یعقوب پر از نور به بویی گردد

بس بود از دو جهان محو تماشای ترا

آنقدر وقت که مشغول وضویی گردد

هر غباری که ازو چشم نپوشی صائب

در نهانخانه دل آینه رویی گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۷۸هرکه تسلیم به فرمان قضا می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۷۹دولت حسن ز خط زیر و زبر می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۸۰دل هرکس که مقید به هوس می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸۱سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸۲راست آزرده کی از زخم زبان می‌گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۸۳دیدنت باعث سرسبزی جان می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸۴آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸۵اشک دریادل ما گرد جهان می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.