پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۷۵

از نظر بازی من چشم سخنگو گردد

پرده خواب ز شوخی رم آهو گردد

چون حنا کز سفر هند شود غالیه رنگ

خون دل مشک در آن حلقه گیسو گردد

می شود تیره ز یاد گنه آیینه دل

کز نمی سبزه زنگار به نیرو گردد

کیست هم پله شود با تو که از شرم، گهر

می شود آب که در چشم ترازو گردد

طی شود در نفسی زندگیش همچو حباب

سر هرکس که درین بحر هوا جو گردد

دخل بیجاست گران بر دل ارباب سخن

که دماغ قلم آشفته به یک مو گردد

کاهلی غوطه به زنگار دهد جانها را

بیشتر آب روان سبز درین جو گردد

صیقلی ساز دل تیره خود را صائب

که دورو چون شود این آینه یکرو گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۷۷عقده چون وقت رسد عقده‌گشا می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۷۸هرکه تسلیم به فرمان قضا می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۷۹دولت حسن ز خط زیر و زبر می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸۰دل هرکس که مقید به هوس می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸۱سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۸۲راست آزرده کی از زخم زبان می‌گردد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸۳دیدنت باعث سرسبزی جان می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸۴آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.