پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۷۳

گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد

شانه را دست در آن زلف نگارین گردد

کار عشاق کند صورتی آخر پیدا

تیشه کوهکن آیینه شیرین گردد

حسن بی شرم کند اهل هوس را گستاخ

خنده گل سبب جرأت گلچین گردد

سخن عشق کند در دل افسرده اثر

مرده در گور اگر زنده به تلقین گردد

حرص دنیا شود افزون ز کهنسالیها

خار هر چند شود خشک شلایین گردد

عمر غفلت زدگان زود به انجام رسد

که سبکسیر شود سیل چو سنگین گردد

رنگی از گلشن در بسته ندارد گلچین

هر که خاموش شد ایمن ز سخن چین گردد

نه چنان کشتی بیتابی من دریایی است

که وصال تو مرا لنگر تسکین گردد

صلح با ذره ز خورشید جهانتاب کند

هرکه قانع به زر از چهره زرین گردد

طایری را که ز دام تو رهایی جوید

نقش بر بال و پرش چنگل شاهین گردد

با خودی ره نتوان برد به یزدان صائب

هر که پوشد نظر از خویش خدابین گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۷۵از نظر بازی من چشم سخنگو گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۷۶وقت ارباب دل آشفته به مویی گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۷۷عقده چون وقت رسد عقده‌گشا می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۷۸هرکه تسلیم به فرمان قضا می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۷۹دولت حسن ز خط زیر و زبر می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۸۰دل هرکس که مقید به هوس می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸۱سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸۲راست آزرده کی از زخم زبان می‌گردد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.