پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۶۴

در واکرده، در بسته ز دربان گردد

دولت از خانه در بسته گریزان گردد

آه مظلوم اثر در دل ظالم نکند

در سیه خانه کجا دود نمایان گردد؟

زان به صحرا ننهم روی که مجنون مرا

آتشی نیست که محتاج به دامان گردد

کوه را شورش من سر به بیابان داده است

کیست مجنون که مرا سلسله جنبان گردد

ساده لوحی بود آیینه صد نقش مراد

طوطی از آینه صاف زبان دان گردد

شود از خواب گران بیش سبکسیری عمر

سیل چون گشت گرانسنگ شتابان گردد

گر چنین تنگ شود دایره عیش و نشاط

پسته در پوست محال است که خندان گردد

می شمارم ز گرانسنگی غفلت مخمل

بستر خوابم اگر خار مغیلان گردد

می شود همچو مه بدر دلش نورانی

هرکه قانع چو مه نو به لب نان گردد

تن به لنگر ندهد کشتی طوفان زدگان

سر عاشق چه خیال است بسامان گردد؟

شد ز داغ جگر لاله مبرهن صائب

که ته دل، سیه از نعمت الوان گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۶۶دل ما کی تهی از درد به افغان گردد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۶۷چشم شوخ تو چو بر همزن مژگان گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۶۸نخل قد تو به باغی که خرامان گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۶۹سر شوریده ز تسلیم به سامان گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۷۰نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷۱چون ز می صفحه رخسار تو گلگون گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷۲گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۷۳گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.