پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۶۳

که گمان داشت ز خط حسن تو زایل گردد؟

فرد خورشید که می گفت که باطل گردد؟

می تواند ز رخ شمع کسی گل چیدن

که چو پروانه به گرد سر محفل گردد

ناف دریاست چو گرداب مرا لنگرگاه

نیستم موج که سعیم پی ساحل گردد

مرغ روح شهدا پر به پر هم بسته است

زهره کیست که گرد سر قاتل گردد؟

سخن تلخ فرو برده و قهقه زده ام

کام من تلخ کی از زهر هلاهل گردد؟

سر مژگان سبکرو به سلامت باشد!

پا اگر آبله از دوری منزل گردد

شبنم آینه کس چهره خورشید نکر

به چه رو با رخش آیینه مقابل گردد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۶۵خواب هرکس ز خیال تو پریشان گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۶۶دل ما کی تهی از درد به افغان گردد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۶۷چشم شوخ تو چو بر همزن مژگان گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۶۸نخل قد تو به باغی که خرامان گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۶۹سر شوریده ز تسلیم به سامان گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷۰نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷۱چون ز می صفحه رخسار تو گلگون گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۷۲گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.